تبليغاتX
نشاط كوهستان - ايمان واقعي
کوهنوردی ، کوهپیمایی ، طبیعت گردی ، توریستی ، آموزشی ، داستان کوتاه
روزي بازرگان موفقي از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غياب او آتش گرفته و کالا هاي گرانبهايش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتي به او وارد امده است

فکر مي کنيد آن مرد چه کرد؟

خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و يا اشک ريخت؟

او با لبخندي بر لبان و نوري بر ديدگان سر به سوي آسمان بلند کرد و گفت

"خدايا ! مي خواهي که اکنون چه کنم؟"

مرد تاجر پس از نابودي کسب پر رونق خود، تابلويي بر ويرانه هاي خانه و مغازه اش آويخت که روي آن نوشته بود

مغازه ام سوخت
اما ايمانم نسوخته است
فردا شروع به کار خواهم کرد

+ نوشته شده در  شنبه 12 تیر1389ساعت 7:45  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 

فید خوان rss reader